ناگفته های یک سال اخیر

میشه گفت همیشه از وبلاگم برای ثبت احوالم، انتقال افکارم و زدن حرفام استفاده کردم
هر چند خیلی غیر مستقیم این کار رو کرده باشم اما هدف اینجا نوشتن معمولا دقیقا همین بوده
تقریبا یک سال از وقتی که این وبلاگ با این شکل و شمایل بالا اومده و سعی کرده مشغله های فکریمو کم کنه میگذره
وقتی بچه تر بودیم سال ها بیشتر طول میکشیدن!
یک سری از حرف هایی که توو این مدت توو موقعیت هایی باید میزدم و نزدم رو مینویسم:

هیچکس از همه جای زندگی هیچکس خبر نداره
همه فقط ظاهر رو میبینن و به نظرشون باید روتین ها اتفاق بیفتن تا زندگی سپری بشه
اما روزگار همیشه مثل همیشه جلو نمیره و بعضی جاهاش احتیاج به تغییر پیدا میکنه
وقتی تغییر اتفاق میفته باز قرار نیست همه‌چی مشابه شرایط قبل باشه و فقط بهتر شدنش قابل قبوله
”یه برنامه‌ی زندگی نباید بالا پایین داشته باشه؛ باید بالا و بالا تر بره تا به فضا برسه!“

باید هر از گاهی یه نگاه به خودت بندازی و ببینی از اینی که هستی راضی هستی یا نه
وگرنه یهو چشم باز میکنی میبینی یه سری چیزا که دیگه توو زندگیت نقشی ندارن شدن آینه‌ی دق!
هر بار بهشون نگاه میکنی حسرت میخوری… کاملا الکی
و فکر میکنی باید خیلی خوب باشی تا دیگه اونا رو حسرت حساب نکنی و یا کلا به چشم نیان
ولی نه
خوب باش اما وقتت رو برای اثبات خوب بودنت به دیگرون تلف نکن!

انسان ها رو نمیشه به خاطر معرفت و مرامشون باشعور و بافرهنگ فرض کرد
مرام و معرفت منشی جدا از شعور و تربیت هست که هر کسی ممکنه یکیش رو داشته باشه و یکیش رو نه؛ یا هر دو رو داشته باشه یا هر دو رو نه!

بعضی وقتا با یه سریا برخورد میکنم که دلم میخواد یقه‌اشون رو بگیرم، بچسبونمشون سینه‌ی دیوار و بلند سرشون داد بزنم که محض رضای خدا آدم باش! من هر کیو از زندگیم اخراج کردم دوست ندارم تو رو از زندگیم بندازم بیرون. دلم میخواد باهات معاشرت کنم… اینقدر بیشعور نباش؛ لطفا!

وقتی هرکس هر خصیصه‌ی اخلاقی بدی که خودش داره در دیگران ببینه، از اون فرد بدش میاد
در واقع از خصیصه‌ی اخلاقی بد اون شخص بدش اومده
قطعا شخص مخاطب هم از نفر مقابلش بدش میاد، به دلیل بالا
و اینطوری میگن از هر کی بدت بیاد، اونم از تو بدش میاد!

ادعای واهی! بلای خانمان سوز امروز بشریته
از هیچکس به اندازه‌ی کسایی که الکی ادعاشون میشه بدم نمیاد
در واقع از صفت پرمدعایی آدما متنفرم
همیشه سعی کردم هیچ وقت توو هیچی ادعای الکی نداشته باشم
موفقیت هامو تا وقتی اتفاق نیفتادن جار نزنم و از تصمیم هام با کسی صحبت نکنم
اگه حرفی میزنم توو خودم یه ایطو چیایی دیدم!

کاش بفهمیم توو چیزایی که جبر هست، افتخار نیست!
جنسیت، محل تولد، رنگ پوست، قد و هیکل…
به چیزایی که ساختیم و میسازیم افتخار کنیم

و در آخر
فقط کافیه دیدت رو نسبت به دیدن آدما عوض کنی
میبینی هیچ کدوم به خاطر اینکه فلان جایی هستن خوب یا بد نیستن!
بلکه وجود و شخصیت خودشون هست که ملاک تشخیص خوب یا بد بودنشون میشه
وقتی همه رو به چشم انسان ببینی، فارغ از اینکه پسر یا دخترن، ایرانی یا خارجی‌ان، پایتخت نشین یا شهرستانی‌ان، خیلی لاینحل ها حل میشن و میبینی دنیا چقدر جای بهتری برای زیستن میشه…