استاد!
وقتی مدرک پایان پیش دانشگاهیشو دیدم، یه حس جدید بم دست داد. حسی که فقط یه بار، یه بار فقط، دوم راهنمایی راجع بهش انشا نوشتم!
دوست داشتید جای چه کسی بودید؟
اونوقتا واسم بی معنی بود. حتی تا دو روز پیش!
آدم همینه که هست. چرا باید حسرت چیزی رو که نیست بخوره؟
اما هیچجوره نتونستم معدل ۱۸.۹۰ رشته ی ریاضیشو هضم کنم! نتونستم منکر پشتکار و اراده اش (با وجود سن کمش) بشم و دلم خواست معلوماتش حداقل چند روز مال من بود.
برای چند لحظه با خودم فکر کردم: کاش جای ع.ج بودم...
اینجای پنج ساله
حدود چهار ساله روزمرگی و علائقم رو از وُرد به اینجا کپی پِیست میکنم.
اینجای اینجا که نه. یه اسباب کشی هم کردم.
به هر حال (هشت) اردیبهشت ها رو که شمردم شد چهار تای تموم.
خیلی وقتا اونچه توو ذهنمه رو نمیتونم بنویسم. چون میدونم آدما ازم توقع ندارن اونقدرا هم صریح باشم و البته اصول اخلاقی منم کمتر آدمی رو میتونه بپذیره.
سروشی که نوشتن رو اینجا شروع کرد با سروشی که حالا داره اینجا مینویسه خیلی فرق کرده. عقاید و نظراتش، همچنین دیدش به زندگی!
از خودسانسوری متنفرم و در واقع اینکار تیشه به ریشه ی خودم زدنه.
این مدت، حتی توو بدترین تجربه ها و لحظه ها هم اینجا، پنجره ای برای تنفس و ادامه دادن بوده...
اینجا با کسایی آشنا شدم که راه زندگیمو تغییر دادن. پلی بودن برای پیشرفت... (رونوشت به مخاطب خاص)
از همشون سپاسگزارم.
پی نوشت: شش روز پیش باید مینوشتمش...
بو...!؟
یه روزی همه چی بو داشت...
بوی عید
بوی امتحانای ثلث سوم
بوی اول مهر
بوی ماه رمضون
بوی عصر تابستون
ولی چند وقته همه چی بی بو و بی خاصیت شده... فقط حرفا بو داره!
دلم برای بو های قدیمی تنگ شده.
دیگه باید بیدار شم. دیر وقته!
صرفا جهت پس فردا
همیشه آخرِ هر چیزی که میشه غصه ام میگیره.
هیچ وقت نشد شب آخر راحت بخوابم. معمولا به اتفاقایی که توو اون مدت افتاده فک میکنم. عکساشو میبینم و هزار جور فکر و خیال...
صبح که میشه همش از یادم رفته و انگار زمان سپری شده فقط یه خواب بوده و دیگه هیچ.
آخرین ماهی گلی نوروز امسالمونم چند دقیقه پیش به دیار باقی شتافت.
حالا من موندمو یه سری کتاب سال آخر مدرسه و یه غول بی شاخو دم به اسم کنکور!
فقط خدا کنه این سه ماه باقی مونده هم مثه شش ماه گذشته مثه برقو باد به خیر بگذره.
همه ی امیدم به این پونزده روز بود که یه انرژی مشتی بگیرم تا تهش برم اما بدتر دِشارژم کرد.
حالا فقط خدا کریمه...
پی نوشت: اگه یه مدت فیلتر باشم چی میشه؟! دسترسی به این انسان امکان پذیر نمیباشد!
ها؟


